X
تبلیغات
دختران طلایی

دختران طلایی

بامزه.كام


دارد

ساز غمناک ترین مرثیه‌ ی جهان کوک می‌شود ...

علی لای لای ...

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم آبان 1392ساعت 6:19 بعد از ظهر  توسط کوثر جون و حنانه جون م.ش  | 


+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم تیر 1392ساعت 1:22 قبل از ظهر  توسط کوثر جون و حنانه جون م.ش  | 

اينم از دوس دخترم



ﺩﻳﺸﺐ ﺑﺎ ﺩﻭﺱ ﺩﺧﺪﺭﻡ ﺣﺮﻑ ﻣﻴﺰﺩﻡ

ﺍﺯﺵ ﭘﺮﺳﻴﺪﻡ ﻋﺰﻳﺰﻡ ﭼﻲ ﺗﻨﺘﻪ؟

ﮔﻔﺖ : ﻣﻦ ﺗﺎﭖ ﻭ ﺷﻠﻮﺍﺭﻙ ﭘﻮﺷﻴﺪﻡ ﺗﻮ ﭼﻲ ﭘﻮﺷﻴﺪﻱ؟

ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩﻡ ﺷﻠﻮﺍﺭ ﻛﺮﺩﻱ ﻗﻬﻮﻩ ﺍﻱ ﺑﺎ ﻳﻪ ﺭﻛﺎﺑﻲ ﺁﺑﻲ

 ﻧﻤﻴﺪﻭﻧﻢ ﭼﺮﺍ ﻗﻄﻊ ﻛﺮﺩ ...

ﻓﻜﺮ ﻛﻨﻢ ﺑﺎﺑﺎ ﻭ ﺩﺍﺩﺍﺷﺶ ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻪ ﻛﺖ ﻭ ﺷﻠﻮﺍﺭ ﻣﻴﭙﻮﺷﻦ !!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم تیر 1392ساعت 9:36 قبل از ظهر  توسط کوثر جون و حنانه جون م.ش  | 

اصول دوستي بامن


پسره اومده میگه :

ﺍﺻﻮﻝ ﺩﻭﺳﺘﯽ ﺑﺎ ﺷﻤﺎ ﭼﯿﻪ ؟؟؟

ﻣﻨﻢ ﮔﻔﺘﻢ : ﺗﻮﺣﯿﺪ ٬ ﻧﺒﻮﺕ ٬ ﺍﻣﺎﻣﺖ..

ﺑﯽ ﺷﻌﻮﺭ ﺑﻼﮐﻢ ﮐﺮﺩ ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم تیر 1392ساعت 9:35 قبل از ظهر  توسط کوثر جون و حنانه جون م.ش  | 

سگ خسته......

امروز خسته از سر کار برگشتم خونه خودمو پرت کردم رو مبل،

داداشم پا شد رفت یه لیوان آب برام آورد

با تعجب گفتم چه شده مهربون شدی ؟؟!!

 گفت امروز تو کلاس دینی گفتن :

یه نفر به یه سگ خسته آب داده رفته بهشت !!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم فروردین 1392ساعت 2:24 بعد از ظهر  توسط کوثر جون و حنانه جون م.ش  | 

اخه چی بهشون بگم

رفتم دم بقالی اصغر آقا، میگم :

 ببخشید آقا بستنی هاتون پاکه؟

میگه : نه ری*دم توشون !!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم فروردین 1392ساعت 2:24 بعد از ظهر  توسط کوثر جون و حنانه جون م.ش  | 

اینم فضیلت تسلیت

نماز عشق را خواندم به پشت درب این خانه

ولی من سـجـده خـود را مـیان کـوچه ها کردم

چـنــان آثـار ســیـلـی بـر رخ زردم بـه جـا مـانـده

که حتی روی خود مخفـی ز چشم مـرتضـی کردم

من از سویی علی را می كشیدم دشمن از سویی

غـــلاف تــیــغ بـاعــث شــد كـه دامــانـش رهـا كـردم

.

.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم فروردین 1392ساعت 2:22 بعد از ظهر  توسط کوثر جون و حنانه جون م.ش  | 

شما م ؟؟؟؟؟؟!!!

همه حرووف الفبای انگلیسی رو اینطوری یاد گرفتن یا فقط من اینطوری ام؟

A B C D E F G H I J K elemeno P Q R S T U V W X Y Z


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1391ساعت 6:47 بعد از ظهر  توسط کوثر جون و حنانه جون م.ش  | 

شب به خير

ینقدر بدم میاد از اینایی که باهاشون چت میکنی

وقتی چت تموم میشه میخوان برن بخوابن

میگن خب دیگه شب بخیر، زرت یهو آف میشن!!

آیا نباید صبر کرد تا جواب شب بخیر را شنید!؟

آیا طرف مقابل ساقه ی کرفس است!؟

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1391ساعت 6:45 بعد از ظهر  توسط کوثر جون و حنانه جون م.ش  | 

شب به خير

ینقدر بدم میاد از اینایی که باهاشون چت میکنی

وقتی چت تموم میشه میخوان برن بخوابن

میگن خب دیگه شب بخیر، زرت یهو آف میشن!!

آیا نباید صبر کرد تا جواب شب بخیر را شنید!؟

آیا طرف مقابل ساقه ی کرفس است!؟

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1391ساعت 6:45 بعد از ظهر  توسط کوثر جون و حنانه جون م.ش  | 

واااااااااالا دیگه

ﻏﻢ ﻫﺎ ﺭﻭ ﻣﯿﺬﺍﺭﯾﻢ ﮐﻨﺎﺭ …
 
ﺣﺎﻻ ﯾﻪ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﻏﺼﻪ ﻣﯿﺨﻮﺭﯾﻢ نا ﺭﮊﯾﻤﻤﻮﻥ ﺑﻪ ﻫﻢ ﻧﺨﻮﺭﻩ !!!


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1391ساعت 6:43 بعد از ظهر  توسط کوثر جون و حنانه جون م.ش  | 

به عشق ايران وايراني

ینکه شیرازى باشى و ظهر بگى نمى خوام بخوابم

مثل اینه که اصفهانى باشى و بگى همه مهمون من!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1391ساعت 6:42 بعد از ظهر  توسط کوثر جون و حنانه جون م.ش  | 

ايم شد زندگي؟؟؟

پشت چاغ قرمز يه گدايي اومد ه كنار ماشينم
میگم برو اونور پول ندارم!
میگه ….. نمیگفتی هم از قیافت معلوم بود!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1391ساعت 6:41 بعد از ظهر  توسط کوثر جون و حنانه جون م.ش  | 

قبل ازدواج بعد ازدواج

قبل از ازدواج

پسر=بالاخره موقش شد خیلی انتظار کشیدم

دختر=میخوای از پیشت برم

پسر=حتی فکرشم نکن

دختر=دوسم داری

پسر=البته....هر روز بیشتر از دیروز

دختر=تا حالا بهم خیانت کردی

پسر=نه برای چی میپرسی

دختر=منو میبوسی

پسر=معلومه.....هر موقع که بتونم

دختر=منو میزنی

پسر=دیوونه شدی .....من همچین آدمیم

دختر=میتونم بهت اعتماد کنم

پسر=بله

دختر=عزیزم

بعد از ازدواج

کاری نداره حالا از پایین به بالا بخون


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1391ساعت 6:39 بعد از ظهر  توسط کوثر جون و حنانه جون م.ش  | 

يعني مي شه؟؟؟

خدایا یعنی میشه یه روز یه کیبوردی اختراع بشه

که خودش بفهمه کی باید فارسی تایپ کنه کی انگلیسی؟

حروم شد نسلمون از بس به جاه گوگل زدیم لخخلمث !


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1391ساعت 6:37 بعد از ظهر  توسط کوثر جون و حنانه جون م.ش  | 

اطلاعیه :

اطلاعیه :

اونقدر که آیفون تصویری در ایام عید کارائی داره

تلویزیون و ماهواره و غیره کارائی نداره

جهت یاد آوری گفتم !

مهمان حبیب خداست !

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1391ساعت 6:35 بعد از ظهر  توسط کوثر جون و حنانه جون م.ش  | 

خدايي اينو قبول دارم

گفتگوی دو دختر پای تلفن:

سلام عشقم، قربونت برم. چطوری عسل؟ فدات شم... می بینمت خوشگلم... بوس بوس بوس

گفتگوی دو پسر پای تلفن:

 بنال... بوزینه مگه نگفتی ساعت چهار میای؟ د گمشو راه بیفت دیگه کره خر

 بعد از قطع کردن تلفن دخترها:

 واه واه واه !!! دختره ایکبیریه بی فرهنگ چه خودشم میگیره اه اه اه انگار از دماغ فیل افتاده حالمو بهم زد

پسرها: بابا عجب بچه باحالیه این ممد خیلی حال میکنم باهاش خیلی با مرامه ...

البته بگم من خودم به شخصه از این لوس بازیا خوشم نمیاد

ولی دیدم که میگن تازه من دو رو نيستم

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1391ساعت 6:35 بعد از ظهر  توسط کوثر جون و حنانه جون م.ش  | 

حالا از دست من ناراحتيد؟؟!!!

اﯾﻦ ﺁﺧﺮ ﺳﺎﻟﯽ ﻫﺮ ﮐﺲ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻣﻦ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﻪ ﺑﻪ ﺗـــــــﺨـــــــــﻢ ﺍﺳﻔﻞُ ﺍﻟﺴﺎﻓﻠﯿﻦ !!!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1391ساعت 6:30 بعد از ظهر  توسط کوثر جون و حنانه جون م.ش  | 

مسئولین با شما هستن این خانوم!

آدم باید یکی و داشته باشه
مدام تو بغلش غش کنه.....!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1391ساعت 6:28 بعد از ظهر  توسط کوثر جون و حنانه جون م.ش  | 

گلاب به روتون.......اوق اوق

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اسفند 1391ساعت 5:6 بعد از ظهر  توسط کوثر جون و حنانه جون م.ش  | 

مطالب قدیمی‌تر